كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
44
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
كه شجاعت و دلاورى او محتاج به شرح نيست ، حضرت خاقان سعيد او را تربيت فرموده در كليات مهمات ملكى و مالى صاحباختيار مطلق و امير الأمرا شد و روى به ضبط مملكت آورده عرضه داشت كه مودود گرمسيرى تا غايت شرف بساط بوس نيافته . فرمان اعلى نفاذ يافت كه امير جهان ملك متوجه جانب غور و گرمسير شده دفع سركشان و متمردان آن نواحى نمايد و در اين ولا ، امير موسى كا و امير نمدك ولايت خوارزم را گذاشته سعادت ملازمت دريافتند و به عاطفت پادشاهانه مخصوص شدند و چون فصل شتا به آخر رسيد ، ركاب نصرت انتساب به جانب ييلاق بادغيس در حركت آمد و در منزل قزل رباط خبر محاربهء ميرزا پيرمحمد با خليل سلطان رسيد و در موضع ستركى ، از طرف ماوراء النهر مهد عليا رقيه خانيكه كه دختر امير كيخسرو بود برسيد و فرزند سعادتمند ميرزا محمد سلطان را اكه بيكى كه حرم محترم ميرزا الغ بيك بود رسانيد و حضرت خاقان سعيد نشاط و انبساط فرموده چند روز به عيش و عشرت گذرانيد . مصرع در جهان به ز عيش كارى نيست ذكر محاربهء ميرزا پيرمحمد و ميرزا خليل سلطان در آن زمان كه ميرزا الغ بيك و امير شاه ملك به اندخود و شبرغان رسيدند ، امير شاه ملك به كنار آب رفته پل بست و ميرزا خليل سلطان به لب آب آمده قراولان او از پلى كه امير شاه ملك بسته بود گذشته با نوكران امير شاه ملك جنگ كردند و دولت خواجه قرابت مشار اليه به قتل آمد و از طرفين رسل و رسايل آمد شد كرده بر مصالحه قرار يافت . ميرزا خليل سلطان به جانب سمرقند رفته امير شاه ملك نيز بازگشت و ميرزا پير محمد امير شاهملك را طلب كرد و در بلخ ملاقات كرده ميرزا پيرمحمد از ميرزا خليل شكايت بسيار نمود و خواص او گفتند ميرزا پيرمحمد ولىعهد حضرت صاحبقران است و تخت به او مىرسد كه او آقاست و ميرزا پيرمحمد ايلچى پيش ميرزا خليل فرستاد و پيغام داد كه حضرت صاحبقران كجا